مجتبى ملكى اصفهانى
38
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
خويش مجبور است . بنيانگذار اين عقيده جهم بن صفوان « 1 » بوده است . اشاعره نيز از همين عقيده پيروى كردهاند . ولى معتزله « 2 » در مقابل معتقد به اختيار مطلق انسان بودند . در همين حال كه طرفين از عقيدهء خود سخت دفاع مىكردند ، رئيس مكتب تشيّع ، امام صادق عليه السّلام با فرمايش گوهربار خويش عقيده رسمى شيعه را اعلام فرمودند كه : « لا جبر و لا تفويض و لكن امر بين امرين » « 3 » آن حضرت با نفى جبر مطلق و اختيار مطلق ، فرمودند كه انسان در برخى افعال مجبور و در برخى مختار است . بنابراين شيعه معتقد به اختيار بود ولى نه آن اختيار عنان گسيختهاى كه معتزله به آن اعتقاد داشتند . آزادى و اختيار انسان امرى است ضرورى و بديهى كه نياز به استدلال ندارد . زيرا هرگاه ما افعال را باهم مقايسه مىكنيم بالوجدان در مىيابيم كه برخى افعال اختيارى و برخى غير اختيارى هستند .
--> ( 1 ) ابو محرز جهم بن صفوان راسبى . وى جبرى مطلق بود ، ولى اشاعره گروه معتدل از جبريون هستند زيرا ايشان معتقد به نوعى اختار به نام كسب ، براى انسان بودند ؛ يعنى خداوند فعل را خلق مىكند و انسان آن را كسب مىكند . جهم بن صفوان عاقبت در سال 127 يا 128 ه ق در زمان بنى مروان كشته شد . ( 2 ) معبد بن عبد اللّه بن عويم جهنى بصرى نخستين كسى بود كه با جبريه مخالفت كرد و سخن از قدر گفت . معبد جهنى عقايد خود را از فردى ايرانى به نام سنبويه فرا گرفت . وى عاقبت در سال 80 ه . ق به جرم فساد عقيده كشته شد . ولى بنيانگذار و مؤسس مكتب معتزلى ، و اصل بن عطاء الغزالى از شاگردان حسن بصرى بود . فرهنگ فرق اسلامى ، صفحات 357 - 145 - 58 . ( 3 ) اصول كافى ، كتاب التوحيد ، باب الجبر و القدر ، حديث 13 .